پرش به محتوای اصلی
آموزش حسابداری طلا

حسابداری طلافروشی چگونه است؟ آموزش از صفر به زبان ساده

از عیار و وزن نرمال تا مانده‌ی چندجنسی، فاکتور، خرید دست‌دوم، صندوق و گزارش‌ها: هر چیزی که برای فهم حسابداری طلافروشی لازم است، به زبان ساده و با مثال.

  • انتشار
  • ۸ دقیقه مطالعه
حسابدار با ماشین‌حساب و دفتر؛ آموزش حسابداری طلافروشی
در این مقاله ۱۳ بخش
  1. حسابداری طلافروشی چه فرقی با حسابداری معمولی دارد؟
  2. ۱. عیار و وزن نرمال: زبان مشترک همه‌ی حساب‌ها
  3. ۲. نرخ روز: پایه‌ی هر قیمت
  4. ۳. فاکتور فروش: ترتیب درست اجزا
  5. ۴. خرید طلای دست‌دوم و معاوضه
  6. ۵. حساب اشخاص: مانده‌ی ریالی و طلایی جدا
  7. ۶. سند حسابداری: تراز در هر جنس
  8. ۷. انبار: سه منطق موجودی
  9. ۸. صندوق و دریافت ترکیبی
  10. ۹. مالیات و سامانه‌ی مؤدیان
  11. ۱۰. سود: ریالی و طلایی
  12. حسابداری طلافروشی با نرم‌افزار
  13. پرسش‌های متداول

«حسابداری طلافروشی چگونه است؟» این پرسش را هم کسی می‌پرسد که تازه مغازه باز کرده، هم حسابداری که اولین بار با یک طلافروشی قرارداد بسته، و هم صاحب کسب‌وکاری که سال‌ها با دفتر دستی کار کرده و حالا می‌خواهد حساب‌ها را مرتب کند. حسابداری طلافروشی همان اصول حسابداری همه‌ی کسب‌وکارهاست، با چند تفاوت مهم: کالا وزن و عیار دارد، نرخش هر ساعت عوض می‌شود و طلب و بدهی فقط به پول نیست. در این راهنما همه‌ی مفهوم‌های لازم را به ترتیب و با مثال توضیح می‌دهیم.

خلاصه در یک نگاه

  • حسابداری طلافروشی روی سه پایه است: وزن نرمال، مانده‌ی چندجنسی و نرخ روزی که روی هر سند می‌ماند.
  • قیمت فروش از ارزش طلا، اجرت، سود فروشنده و مالیات روی اجرت و سود ساخته می‌شود.
  • خرید طلای دست‌دوم و معاوضه، دریافت ترکیبی و طلای امانی کارهای روزانه‌ای‌اند که باید درست ثبت شوند.
  • هر سند در هر جنس تراز است و هیچ سند مالی پاک نمی‌شود؛ اشتباه با سند معکوس اصلاح می‌شود.

حسابداری طلافروشی چه فرقی با حسابداری معمولی دارد؟

در یک فروشگاه معمولی، کالا به تعداد شمرده می‌شود، قیمتش برای مدتی ثابت است و همه‌ی حساب‌ها با پول بسته می‌شوند. در طلافروشی:

  • کالا وزن و عیار دارد. دو انگشتر هم‌شکل هم وزن یکسانی ندارند، و طلای ۱۸ و ۲۴ عیار را نمی‌شود روی هم جمع زد.
  • قیمت پایه هر ساعت عوض می‌شود. ارزش موجودی و بهای فاکتور به نرخ روز بسته است.
  • طلب و بدهی چندجنسی است. مشتری می‌تواند طلا طلب داشته باشد، همکار می‌تواند سکه بدهکار باشد.
  • پول هم از چند راه می‌آید. یک فاکتور ممکن است با نقد، کارت، چک، طلای کهنه و ارز با هم تسویه شود.
  • مالیات قاعده‌ی خاص خودش را دارد. ارزش خود طلا معاف است و مالیات فقط روی اجرت و سود است.

هر کدام از این تفاوت‌ها در ادامه یک بخش دارد. اگر قصد انتخاب نرم‌افزار دارید، همین فهرست نشان می‌دهد چرا نرم‌افزار حسابداری عمومی برای طلافروشی کافی نیست.

۱. عیار و وزن نرمال: زبان مشترک همه‌ی حساب‌ها

عیار نشان می‌دهد از هر هزار بخش وزن یک قطعه، چند بخش طلای خالص است: ۷۵۰ برای ۱۸ عیار، ۸۷۵ برای ۲۱ عیار و ۹۹۵ برای شمش. برای این‌که بتوانیم وزن‌های عیارهای مختلف را جمع بزنیم، همه را به یک «عیار پایه» می‌بریم که معمولاً ۷۵۰ است:

وزن نرمال = وزن خام × عیار ÷ عیار پایه

پنج گرم شمش ۹۹۵ معادل ۶٫۶۳۳ گرم طلای ۱۸ عیار است. همه‌ی جمع‌ها در حسابداری طلافروشی، از موجودی انبار تا طلب طلایی مشتری، با همین وزن نرمال انجام می‌شود. شرح کامل در وزن نرمال طلا و تبدیل عیارها در تبدیل عیار طلا.

۲. نرخ روز: پایه‌ی هر قیمت

نرخ روز معمولاً برای یک گرم طلای ۱۸ عیار اعلام می‌شود؛ در بازار آب‌شده هم «مظنه» رایج است که قیمت یک مثقال طلای ۷۰۵ است. دو قاعده درباره‌ی نرخ روز مهم است: اول این‌که نرخ هر فاکتور باید روی همان فاکتور بماند و فردا عوض نشود؛ دوم این‌که اگر نرخ دستی زده شد، دلیلش ثبت شود. هر دو را در نرخ روز طلا روی فاکتور و تبدیل مظنه را در مظنه طلا چیست توضیح داده‌ایم.

۳. فاکتور فروش: ترتیب درست اجزا

بهای یک قطعه‌ی ساخته از این اجزا ساخته می‌شود، به همین ترتیب:

  1. ارزش طلا = وزن × نرخ روز همان عیار
  2. اجرت = درصدی از ارزش طلا، یا مبلغی برای هر گرم، یا مبلغ ثابت
  3. سود فروشنده = درصدی از (ارزش طلا + اجرت)
  4. مالیات بر ارزش افزوده = درصدی از (اجرت + سود)

مثال: انگشتر ده‌گرمی ۱۸ عیار، نرخ هر گرم ۵۰ میلیون ریال، اجرت ۱۵٪، سود ۷٪ و مالیات ۱۰٪: ارزش طلا ۵۰۰ میلیون، اجرت ۷۵ میلیون، سود ۴۰٫۲۵ میلیون، مالیات ۱۱٫۵۲۵ میلیون؛ جمع ۶۲۶٫۷۷۵ میلیون ریال.

جزئیات هر جزء، جای تخفیف و خطاهای رایج در فرمول محاسبه‌ی قیمت طلا و فاکتور فروش طلا آمده است.

۴. خرید طلای دست‌دوم و معاوضه

طلافروشی هم می‌فروشد و هم می‌خرد. وقتی مشتری طلای کهنه می‌فروشد، اجرت و مالیاتی در کار نیست و طلا به‌عنوان ماده‌ی خام خریده می‌شود. مبلغ خرید با یکی از سه روش رایج حساب می‌شود: کسر درصدی از ارزش، کسر چند واحد از عیار، یا ضرب در یک ضریب افت. وقتی همان طلای کهنه بخشی از بهای طلای نو را می‌پردازد، اسمش معاوضه است و باید درون همان فاکتور فروش ثبت شود. هر سه روش را با یک مثال در خرید طلای دست‌دوم از مشتری مقایسه کرده‌ایم.

۵. حساب اشخاص: مانده‌ی ریالی و طلایی جدا

هر شخص، چه مشتری باشد چه همکار، بنکدار، کارگاه یا سپرده‌گذار، برای هر جنس یک مانده دارد: ریال، طلا به گرم نرمال، هر نوع سکه به تعداد و هر ارز. این مانده‌ها را نباید با نرخ روز در یک عدد جمع کرد، چون با تغییر نرخ حساب غلط می‌شود. تبدیل یک مانده به جنس دیگر فقط با توافق و با سندی ممکن است که نرخ و مبنایش را دارد. مثال کامل در حساب مشتری طلافروشی.

دو حالت خاص هم هست: طلایی که از بنکدار خریده‌اید ولی هنوز نزد اوست، موجودی شما نیست بلکه طلب شماست (حساب همکار و بنکدار)؛ و طلایی که مردم نزد شما گذاشته‌اند، بدهی شماست نه دارایی (طلای امانی و سپرده).

۶. سند حسابداری: تراز در هر جنس

در حسابداری معمولی هر سند باید تراز باشد: جمع بدهکار برابر جمع بستانکار. در حسابداری طلافروشی این تراز باید در هر جنس جداگانه برقرار باشد؛ ریال با ریال، طلا با طلا، هر نوع سکه با همان نوع. فروش طلا جنس را عوض می‌کند (طلا می‌رود، پول می‌آید)، پس برای تراز ماندن هر جنس از یک حساب واسط «تبدیل جنس» استفاده می‌شود. ردیف‌های سند فروش، خرید دست‌دوم و فروش نسیه را با عدد در ثبت سند حسابداری خرید و فروش طلا آورده‌ایم.

هیچ سند مالی پاک نمی‌شود. فاکتور یا سند اشتباه ابطال می‌شود و سند معکوسش ثبت می‌شود. برگشت از فروش هم سند تازه‌ای است که به فاکتور اصلی ارجاع می‌دهد. این تنها راه است که گزارش‌های گذشته همیشه همان عدد را بگویند.

۷. انبار: سه منطق موجودی

موجودی طلافروشی سه نوع است و هر کدام منطق خودش را دارد: جواهر و قطعه‌ی ساخته قطعه‌به‌قطعه شمرده می‌شود و هر قطعه بهای خودش را دارد؛ آب‌شده بر وزن و عیار، با بهای میانگین؛ و سکه بر تعداد و نوع، با بهای میانگین. انتقال میان ویترین و گاوصندوق نباید بها را عوض کند و شمارش فیزیکی دوره‌ای باید مغایرت را نشان دهد. ادامه در انبارداری طلافروشی.

۸. صندوق و دریافت ترکیبی

یک فاکتور ممکن است با نقد، کارت‌خوان، واریز، چک، طلای کهنه و ارز با هم تسویه شود و بخشی هم نسیه بماند. هر ردیف دریافت باید به جای خودش برود: نقد به صندوق، کارت به حساب بانکی کارت‌خوان، طلا به انبار، چک به فهرست چک‌ها با سررسیدش، و باقی‌مانده به مانده‌ی مشتری. اگر یک دریافت طلایی به‌عنوان دریافت ریالی ثبت شود، مانده‌ی طلایی مشتری دیگر درست نیست. ادامه در مدیریت صندوق طلافروشی.

۹. مالیات و سامانه‌ی مؤدیان

مالیات بر ارزش افزوده‌ی طلا در ۱۴۰۵ ده درصد است و فقط روی اجرت، سود فروشنده و حق‌العمل بسته می‌شود. صورتحساب الکترونیکی هم الگوی خاص طلا و جواهر دارد که ارزش طلا را جدا از اجرت و سود می‌خواهد. چون این اطلاعات بعداً قابل بازسازی نیست، باید از لحظه‌ی ثبت هر فروش کامل نگه داشته شود. جزئیات در مالیات بر ارزش افزوده‌ی طلا و سامانه‌ی مؤدیان طلافروشی.

۱۰. سود: ریالی و طلایی

سود ریالی هر فروش = جمع فروش منهای بهای تمام‌شده و منهای مالیات. ولی در بازاری که نرخ طلا مدام بالا می‌رود، سود ریالی به‌تنهایی گمراه‌کننده است. سود طلایی، یعنی همان سود ریالی تقسیم بر نرخ روز لحظه‌ی فروش، می‌گوید آن سود چند گرم طلا بوده است. و گزارش فروش و جایگزینی می‌گوید آیا جای طلای فروخته‌شده را با نرخ بهتری خریده‌اید یا سود دیروز را از دست داده‌اید. ادامه در محاسبه‌ی سود طلافروشی.

حسابداری طلافروشی با نرم‌افزار

همه‌ی آنچه گفتیم را می‌شود با دفتر و اکسل هم انجام داد، به شرط حوصله‌ی زیاد و دقت بی‌خطا. نرم‌افزار حسابداری طلا این قاعده‌ها را در ساختار خودش دارد: وزن نرمال خودکار، مانده‌ی هر جنس جدا، نرخ روز روی هر فاکتور، مالیات روی پایه‌ی درست و سندی که اگر تراز نباشد ثبت نمی‌شود. با عیار برای همین ساخته شده است؛ روی هر گوشی و رایانه باز می‌شود و هر بخشش راهنمای فارسی با مثال دارد. اگر در حال انتخاب هستید، چک‌لیست امکانات نرم‌افزار حسابداری طلافروشی را بخوانید یا صفحه‌ی نرم‌افزار حسابداری طلای با عیار را ببینید.

پرسش‌های متداول

حسابداری طلافروشی را از کجا شروع کنیم؟

از موجودی اولیه در یک روز مشخص: موجودی صندوق و بانک، موجودی انبار به تفکیک جنس و عیار، و طلب و بدهی هر شخص به هر جنس. از آن روز به بعد هر خرید و فروش با سند ثبت می‌شود. راهنمای گام‌به‌گامش در تعویض نرم‌افزار و موجودی اولیه آمده است.

کدینگ حسابداری طلافروشی چه فرقی با کدینگ معمولی دارد؟

سرفصل‌ها شبیه‌اند (صندوق، بانک، موجودی، اشخاص، درآمد، هزینه)، ولی هر ردیف دفتر باید جنس خودش را داشته باشد و حسابی برای تبدیل جنس لازم است. مهم‌تر از کدینگ، این است که مانده‌ها جنس‌به‌جنس نگه داشته شوند.

آیا حسابدار طلافروشی باید دانش خاصی داشته باشد؟

اصول حسابداری همان است، ولی باید عیار و وزن نرمال، اجرت و سود، پایه‌ی مالیات طلا و تفاوت موجودی با طلب طلایی را بشناسد. همین مفهوم‌ها در این راهنما آمده‌اند.

دفتر دستی طلافروشی را چطور به نرم‌افزار منتقل کنیم؟

لازم نیست همه‌ی سابقه را وارد کنید. یک روز شروع انتخاب کنید، مانده‌ها و موجودی آن روز را دقیق بشمارید و وارد کنید، و از آن روز همه‌چیز را در نرم‌افزار ثبت کنید. دفتر قدیمی برای مراجعه می‌ماند.

این مقاله به کار همکارتان می‌آید؟

برایش بفرستید؛ در تلگرام، واتس‌اپ یا با پیوند.

نویسنده

تیم تحریریه‌ی با عیار

از ۱۳۹۸ نرم‌افزار حسابداری طلا می‌سازیم؛ با تیم فنی پنج‌نفره و دو حسابدار مشاور. مقاله‌ها از همان قاعده‌هایی نوشته می‌شوند که هر روز در حساب‌وکتاب طلافروشی‌ها اجرا می‌شوند.

درباره‌ی با عیار